<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>تأملات اخلاقی</title>
    <link>https://jer.znu.ac.ir/</link>
    <description>تأملات اخلاقی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Thu, 23 Jul 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Thu, 23 Jul 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل ابعاد سه‌گانه &amp;laquo;شکاف مسئولیت&amp;raquo; در هوش مصنوعی با رویکرد اخلاقی</title>
      <link>https://jer.znu.ac.ir/article_737179.html</link>
      <description>پرسش از مسئولیت در عصر هوش مصنوعی به یکی از مسائل اصلی در فلسفۀ فناوری و اخلاق کاربردی تبدیل شده است. افزایش خودمختاری و پیچیدگی سامانه‌های هوشمند، رابطۀ میان انسان و ماشین را تغییر داده و مفهوم &amp;amp;laquo;شکاف مسئولیت&amp;amp;raquo; را به چالش مهمی در این حوزه بدل کرده است. این پژوهش با رویکردی تحلیلی&amp;amp;ndash;مفهومی، به بازنگری در مبانی نظری و منطقی این مفهوم می‌پردازد و نشان می‌دهد که شکاف مسئولیت، برخلاف تصور رایج، پدیده‌ای بسیط و واحد نیست، بلکه حاصل خلط مفهومی و شکل‌گیری سه گسست متمایز است: شکاف فنی&amp;amp;ndash;متافیزیکی که به موضوع عاملیت و کنترل مربوط می‌شود، شکاف سازمانی&amp;amp;ndash;ساختاری که از توزیع ناعادلانۀ مسئولیت در میان نهادها و افراد ناشی می‌شود و شکاف معرفتی که با ابهام و نبود شفافیت در فرایندهای سامانه‌های یادگیرنده ارتباط دارد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که عبور از جست‌وجوی یک راه‌حل واحد و حرکت به سوی رویکردهای چندسطحی و ترکیبی، شرط لازم برای حل چالش مسئولیت در سامانه‌های هوشمند است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌های اخلاقی هوش مصنوعی و راهکارهای انتخاب اجتماعی برای طراحی مسئولانه</title>
      <link>https://jer.znu.ac.ir/article_738357.html</link>
      <description>پیشرفت سریع فناوری‌های نوین، به‌ویژه هوش مصنوعی، الگوهای تعامل اجتماعی، تصمیم‌گیری‌های انسانی و ساختارهای اخلاقی جوامع را به چالش کشیده است. در حالی که قابلیت‌های هوش مصنوعی در حل مسائل پیچیده، چشمگیر است، نبود دستورالعمل‌های اخلاقی روشن می‌تواند منجر به بروز تعارض‌های اجتماعی و نابرابری‌های جدید شود. مقاله‌ی حاضربا روش تحلیلی-توصیفی، با بهره‌گیری از "تز تأخر فرهنگی" ویلیام اوگبرن، به بررسی شکاف بین توسعه فناوری‌های نو و واکنش‌های فرهنگی-اخلاقی می‌پردازد و بر لزوم پرداختن به ابعاد اخلاقی در طراحی و استفاده از هوش مصنوعی تأکید می‌کند.در این راستا، دو رویکرد اصلی در پیاده‌سازی اخلاق در هوش مصنوعی بررسی می‌شود: رویکردهای قاعده‌محور که بر اصول و قواعد اخلاقی از پیش‌تعریف‌شده تکیه دارند، و رویکردهای داده‌محور که بر استخراج و یادگیری تدریجی ارزش‌ها و هنجارهای اخلاقی از داده‌ها و ترجیحات انسانی استوارند. مقاله با تمرکز بر مفهوم &amp;amp;laquo; اخلاق انتخاب اجتماعی&amp;amp;raquo;، به بررسی چگونگی درگیرکردن دیدگاه‌های اخلاقی جامعه در طراحی هوش مصنوعی می‌پردازد. در نهایت، این مقاله پیشنهاد می‌کند که برای کاهش تحمیل دیدگاه‌های محدود طراحان، از مکانیزم‌های مشارکتی همچون انتخاب اجتماعی استفاده شده و سه مؤلفه کلیدی آن یعنی جایگاه، اندازه‌گیری و تجمیع دیدگاه‌ها در فرآیند طراحی، لحاظ گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازاندیشی در فروع دین: اصول اخلاقی به مثابه اصول عملی دین اسلام</title>
      <link>https://jer.znu.ac.ir/article_721455.html</link>
      <description>این پژوهش درصدد است با بازنگری در فروع دین اسلام، فهرستی جدید مشتمل بر مهمترین اصول اخلاقی دین اسلام را ارائه کند. فهرست رایج از فروع دین اسلام که توسط علمای شیعه متأخر تعیین شده است، فهرستی غالباً عبادی است که اصول اخلاقی در آن جایی ندارند؛ این درحالی است ‌که بسیاری از اصول اخلاقی به شهادت آیات قرآنی و روایات، تکالیفی واجب و ضروری هستند. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و بر پایه‌ی معناشناسی اصطلاح &amp;amp;laquo;فروع دین&amp;amp;raquo; و بازخوانی تطور تاریخی آن در آثار کلامی و فقهی امامیه، استدلال می‌کند که اصول اخلاقی همچون عدالت، صداقت و برّ (نیکوکاری) به دلیل وجوب و ماهیت تکلیف‌آورشان در کنار فروع عبادی در زمره‌ی &amp;amp;laquo;اصول عملی دین اسلام&amp;amp;raquo; هستند. تحلیل مبانی قرآنی و رواییِ الزام اخلاقی و بررسی پیامدهای مفهومی این تلقی نشان می‌دهد که گنجاندن اخلاق در منظومه‌ی فروع دین، نه‌تنها پیوند میان عبادت و اخلاق را بازسازی می‌کند، بلکه ساختار شریعت را از الگوی صرفاً عبادی به الگوی عبادی-اخلاقی فراتر برده و تصویر جامع‌تری از عمل دینی ارائه می‌کند. هدف پژوهش، گشودن امکان نظری برای تدوین فهرستی تلفیقی از احکام عبادی و اصول اخلاقی است که بتواند الگوی سنجیده‌تری از &amp;amp;laquo;اصول عملی بنیادین&amp;amp;raquo; در اسلام به دست دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اخلاق میانجی‌گر در سیره علمی و عملی ملاعبدالله بهابادی یزدی، تأملی در سبک استدلال و رفتار اجتماعیِ یک عالم شیعی</title>
      <link>https://jer.znu.ac.ir/article_738360.html</link>
      <description>ملا نجم‌الدین عبدالله بهابادی یزدی (م ۹۸۱ق) از عالمان اثرگذار شیعه در قرن دهم هجری است. پرسش اصلی مقاله این است که آیا می‌توان بر اساس سبک استدلالی و رفتار عملی ملاعبدالله، از نوعی &amp;amp;laquo;اخلاق میانجی‌گر&amp;amp;raquo; سخن گفت؟ مقصود از اخلاق میانجی‌گر، منظومه‌ای از فضایل و رویّه‌های معرفتی و عملی است که در آن، عالم دینی در متن تعارض‌های معرفتی، مذهبی و سیاسی می‌کوشد با حفظ وفاداری به سنت، میان قطب‌های متخاصم (عقل و نقل، تشیع و تسنن، حوزه و دولت) نسبتِ کم‌تنش و سازنده‌ای برقرار کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر منابع دست‌اول و ثانوی، به بازسازی زمینه‌ تاریخی و زیست‌جهان او می‌پردازد و سپس با الهام از مفهوم &amp;amp;laquo;عقلانیت سنت‌مند&amp;amp;raquo; در فلسفه اخلاق معاصر و &amp;amp;laquo;سنت گفتمانی اسلامی&amp;amp;raquo;، مؤلفه‌های اخلاق میانجی‌گر در سیره علمی و عملی او را استخراج می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که ملاعبدالله در سطح نظری، با اتخاذ رویکردی حاشیه‌نگار و گفت‌وگومحور نسبت به متون منطقی و فقهی اهل‌سنت و شیعه، و در سطح عملی، با پذیرش مسئولیت اداره‌ نجف و بهره‌گیری حساب‌شده از فرصت‌های قدرت صفوی، توانسته است میان وفاداری به هویت شیعی و ضرورت همزیستی مذهبی و سیاسی، توازنی قابل‌توجه برقرار کند. این الگو می‌تواند برای مباحث معاصر فقه و اخلاق اسلامی، به‌ویژه در باب نسبت دین و دولت و شیوه مواجهه با &amp;amp;laquo;دیگری&amp;amp;raquo; مذهبی، الهام‌بخش باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اخلاق پرواداری و نظام اخلاقی مولوی: خوانشی تطبیقی در پرتو عناصر زنانه و مادرانه</title>
      <link>https://jer.znu.ac.ir/article_738361.html</link>
      <description>این پژوهش با رویکردی بین‌رشته‌ای در حوزه ادبیات و علوم انسانی، به بررسی تطبیقی اخلاق پرواداری و نظام اخلاقی مولانا می‌پردازد. هدف، سنجش این فرض است که آیا می‌توان عناصر &amp;amp;laquo;زنانه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مادرانه&amp;amp;raquo; را که در اخلاق پرواداری به‌واسطه تأکید بر احساسات، همدلی و روابط انسانی برجسته‌اند، به اخلاق مولانا نیز نسبت داد. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی آثار مولانا با تکیه بر شواهد شعری و نثری، و مقایسه مفهومی آن با مبانی نظری اخلاق پرواداری در فلسفه اخلاق معاصر است. در این فرایند، شباهت‌هایی چون گریز از قواعد صلب، اولویت‌دادن به تجربه زیسته، و توجه به پیوندهای عاطفی آشکار شد. همچنین، دوگانگی گفتار مولانا درباره زنان&amp;amp;mdash;از ستایش تا نکوهش&amp;amp;mdash;با فرض تمایز میان باور شخصی و عرف زمانه، یا به‌عنوان بازتاب ضرورت‌های نمادپردازی ادبی، تحلیل گردید. یافته‌ها نشان می‌دهد که با وجود بستر مردسالارانه عصر مولانا، نظام اخلاقی او در لایه‌های بنیادین با ارزش‌های زنانه و مادرانه اخلاق پرواداری هم‌راستا است و ظرفیت پیوند با نظریه‌های مدرن اخلاقی را دارد. این نتیجه، نه‌تنها بر غنای معنوی آثار مولانا تأکید می‌کند، بلکه بر امکان گفت‌وگوی سازنده میان سنت عرفانی و رویکردهای معاصر علوم انسانی دلالت دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین چارچوب اخلاقی فعالیت حرفه ای روان شناسان و مشاوران ایرانی در فضای مجازی</title>
      <link>https://jer.znu.ac.ir/article_738362.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تدوین چارچوب اخلاقی بومی برای فعالیت حرفه‌ای روان‌شناسان و مشاوران ایرانی در فضای مجازی انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون مبتنی بر مدل براون و کلارک اجرا گردید. مشارکت‌کنندگان شامل ۱۳ نفر از متخصصان و کنشگران باسابقه حوزه روان‌شناسی و مشاوره در ایران بودند که با روش نمونه‌گیری هدفمند و سپس گلوله‌برفی انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق جمع‌آوری و فرآیند نمونه‌گیری تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده‌ها منجر به شناسایی 7 مضمون اصلی و 25 مضمون فرعی شد. مضامین اصلی عبارتند از: نارسایی‌های نظام‌نامه اخلاقی و نظارتی، چالش‌های حریم خصوصی و امنیت داده‌ها، کم‌رنگی و نقض مرزهای حرفه‌ای، ابهام در هویت و نقش حرفه‌ای، تضاد با اصول اخلاقی پایه، ملاحظات و الزامات فنی و مهارتی، موانع اجرایی و راهکارهای پیشنهادی. مضمون هسته‌ای پژوهش &amp;amp;laquo;ضرورت تحول پارادایمی از اخلاق حضوری به اخلاق زیست‌بوم دیجیتال&amp;amp;raquo; تعیین شد. در پاسخ به چالش‌های شناسایی‌شده، مجموعه‌ای از کدهای اخلاقی کاربردی در قالب پنج محور اصلی شامل صلاحیت و شفافیت، رازداری و امنیت داده‌ها، حفظ مرزهای حرفه‌ای، تولید محتوا، و مداخلات در شرایط خاص استخراج گردید. یافته‌ها بر لزوم تدوین و اجرای چارچوب‌های اخلاقی بومی متناسب با بافت فرهنگی-حقوقی ایران تأکید می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش میانجی رفتار غیراخلاقی در رابطه تعهد حرفه ای، رضایت شغلی و دینداری با کیفیت حسابرسی (مورد مطالعه: حسابرسان موسسات حسابرسی در عراق)</title>
      <link>https://jer.znu.ac.ir/article_738363.html</link>
      <description>هدف این پژوهش بررسی نقش میانجی رفتار غیراخلاقی حسابرسان عراقی بر رابطه بین تعهد سازمانی، رضایت شغلی و دینداری با کیفیت حسابرسی بوده است. این پژوهش از نوع هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی- همبستگی بوده است. جامعه آماری پژوهش کلیه حسابرسان موسسات حسابرسی در عراق بوده که تعداد آنان 750نفر برآورد شده که از این تعداد 256 نفر با استفاده از فرمول کوکران به عنوان نمونه انتخاب شده اند. روش نمونه گیری در این پژوهش غیرتصادفی در دسترس بوده است. ابزار پژوهش پرسشنامه استاندارد بوده که روایی آن با استفاده از روایی صوری و سازه تایید و پایایی ابزار با ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تایید شد. جهت تجزیه و تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده از روش آماری مدلیابی معادلات ساختاری و نرم‌افزار اسمارت پی ال اس استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که تعهد سازمانی، رضایت شغلی و دینداری بر کیفیت حسابرسی حسابرسان در عراق تاثیر معناداری دارد. همچنین نقش میانجی رفتارهای غیر اخلاقی در بین اثرات تعهدسازمانی، رضایت شغلی و دینداری بر کیفیت حسابرسی حسابرسان عراقی تایید شد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
